الشيخ الصدوق ( مترجم : غفارى )
3
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى )
پيشينيان را اتّخاذ كردم چون به صواب نزديكتر و از نظر علمى پسنديدهتر بود زيرا قدما در عين اينكه قداست كلام امام عليه السّلام را حفظ ميكردند كاملا رعايت باز گرداندن مفاهيم جملههاى عربى را به پارسى مينمودند و همان مفهوم كه جملهء عربى داشت عينا جملهء فارسى نيز دارا بود ، و ديگر اينكه از ذكر تمام سند چون ملالآور بود خوددارى كردم ، ليكن سخن را بقسمى آوردم تا آنجا كه سند معتبر است از آنجا كه سند معتبر نيست تا حدّى متمايز باشد ، مثلا در هر كجا گفتهام « از فلان كس روايت شده است » يا « روايت كردهاند » نشانهء آنست كه سند چندان معتبر نبوده . و آنجا كه گفتهام « فلان كس گويد : امام عليه السّلام چنين فرمود » علامت آنست كه سند قابل اعتماد بوده ، و در پارهاى از موارد باعتبار سند تصريح كردم ، چنان كه بمرفوع بودن يا مرسل بودن و يا موقوف بودنش تصريح نمودم و معنى هر كدام از اين اصطلاحات را در يكى دو جا در پاورقيها تذكّر دادهام ، و هر كجا كه راويان سند از اهل سنّت بودند و بالأخص آنجا كه راوى كه خود از امام عليه السّلام نقل مىكند سنّى بود چنين آوردم كه فلان كس از امام چنين روايت كرده است نه اينكه فلان گويد امام چنين فرمود ، و نيز قرينهء ديگرش اينكه راوى سند را از امام تجاوز داده و برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسانيده است مثلا سكونى يا طلحة بن زيد يا غياث ابن ابراهيم آنچه نقل كردهاند اين طور است « جعفر بن محمّد يا محمّد بن على عليهما السّلام از پدرانش از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم چنين روايت كرده » و اين خود قرينهء سنّى بودن راوى است اگر چه توثيق شده باشد ، گاهى راوى شيعه است لكن دوازده امامى نيست ، در اين گونه موارد هم سند را طورى نقل كردهام كه بقرينه معلوم باشد راوى غير امامى است . هر چند كه اعتبار سند و عدم آن در اين گونه كتب كه موضوعش اخلاق و آداب است چندان مؤثّر نيست ، و همين قدر كه انسان علم بمجعول بودن « يعنى ساختگى بودن » حديثى نداشته باشد عمل به آن جايز است و اگر از هر راه وثوق به صدور خبرى از امام عليه السّلام پيدا كند براى او حجّت خواهد بود ، و بالاخره صحّت و سقم سند در امثال اين گونه موضوعات چندان مدخليّت نخواهد داشت ، با اين حال